PostHeaderIcon نقد فیلم

PostHeaderIcon ایران ستیزی لامایی

بازنگریِ نقش و جایگاه دالایی لاما در بازوی فرهنگی صهیونیزم (هالیوود) و نقدی بر فیلم آخرین کنترل کننده باد

جناب «تنزین گیاتسو» که در روستای «تاکتسِر» در استان «آمدو» در شمالشرقی تبت، در ششم جولای 1935 در خانوادهای کشاورز و پرجمعیت بدنیا آمد. امروز به عنوان آخرین دالایی لاما شناخته می‌شود. و با آنکه اذعان دارد آئین بودا آئینی است الحادي و مفهومي به نام خدا (به عنوان خالق هستي) در قاموس اين آيين وجود ندارد، اما باز هم ادعا دارد آئینش تنها مسیر حقیقی بوداست. خطر این جریان در همین ادعای جناب دالایی لاما و باور مصلحتی غرب است که او را به عنوان بودای معاصر بشناسند و تبلیغ کنند. این مساله باعث اهمیت بخشیدن به یک جریان کوچک خواهد شد.

ادامه مطلب...

 

PostHeaderIcon نقدی بر نقد 7

با تشکر از دوستان دغدغه مندی که این مطلب را تهیه کرده اند:

چرابرنامه هفت، صدها نفرعلما و طلاب متخصص رسانه را نمی بیند؟

آیا تعمدی درکاراست؟ چرا این برنامه از کارشناسان جدی ومتعهد رسانه کمتراستفاده می کند؟

مسئولین غافل صداوسیما! لطفا برنامه هفت را ازسلطه بی رقیب افراد خاص نجات دهید.

 

برنامه سینمایی هفت باز هم (جمعه مورخه هشتم فروردین۱۳۹۱) دست گل جدیدی به آب داد. فریدون جیرانی با خنده ای استفهامی و لحنی خاص که بوی استهزا از آن می آمد، در تخاطب با اولین میهمان برنامه هفت گفت: "واقعا علما فیلم هم می بینند...!" منظورش علمایی بود که به اکران برخی فیلم های ضدفرهنگی نقد دارند. ای کاش فریدون جیرانی که در قضاوت های عجولانه وجهت دار و ضعیفش شهره آفاق است، سری به سایت دانشگاه باقرالعلوم(علیه السلام) قم و دانشکده صدا وسیما در قم و مرکز پژوهش های اسلامی صدا و سیما و دانشگاه امام صادق (علیه السلام) تهران و سایر دانشگاه ها و پژوهشگاه های قم و تهران و مشهد و تبریز و اصفهان و ... می زد و فقط بیش از دویست عالم دین که در رشته هایی چون تهیه کنندگی و مستندسازی و ادبیات نمایشی و تاریخ و پژوهش هنر و فلسفه هنر و سینما و ارتباطات و سایر رشته های مرتبط مدارک کارشناسی ارشد و دکترای خود را گرفته اند و صدها مقاله و کتاب علمی طی ۱۵ سال اخیر به جامعه علمی و هنری تقدیم داشته اند را می دید. ای کاش در هر برنامه هفت، یکی از این بزرگواران دعوت می شدند تا این برنامه از سطحی نگری نجات یابد و در مسیر تمهید راهبرد نگاری برای سینمای اسلامی-ایرانی بیفتد. اصلا واقعا چرا برنامه هفت این سیل کارشناسان جدی را هیچ گاه به برنامه خود دعوت نکرده است.

 

ادامه مطلب...

 

PostHeaderIcon معنویت و رسانه (مصاحبه)

باسمه تعالی

متن ذیل مصاحبه جناب آقای نگینی از مستندسازان جوان، با جناب حجت الاسلام و المسلمین علی قهرمانی درباره آسیب های رسانه و فیلم های معناگرایی است که بیشتر آنها از سوی رسانه ملی پخش شده اند.


سئوال : مهم ترین عرفانهایی که داخل صدا و سیما ودر صدا سیمای جمهوری اسلامی ایران نفوذ می کنند و به همین راحتی فیلم هایشان را در ایران ترویج می دهند کدام عرفان می باشد؟ نقص یا ضعف از طرف کیست؟

بسم الله الرحمن الرحیم

در ابتدا باید یک تعریف درستی از عرفان های نوظهور و فضای حضور آنها در رسانه ها یا دنیای مجازی باید داشته باشیم تا بتوانیم ریشه یابی علل نفوذ شان در صدا و سیما و مباحث مربوط به رسانه ملی را با حضرت عالی مطرح کنیم.

یک عده از این عرفان های نوظهور ریشه در عرفان های باستانی دارند و شکل های مختلفی نیز دارند. یک عده از آنها باز تولید آن جریان های سنتی و ادیان سنتی و گرایش های اخلاقی و معنویت گرایی سنتی هستند. اما یک عده از آن ها ریشه در آئین ها و مکاتب بشری دارند مثل بودا و بودیسم بعضی از آنها. این فرق ضاله به گونه ی بسیار ارزنده ی عمل کرده اند. به عنوان مثال نئوبودیسم که یکی از فعال ترین جریان ها است رهبر منش جناب آقای دالای داما فرد دوم در لیست صد نفر رهبران معنوی که اعلام شده است. بنده فکر می کنم بالای سی عدد مستند را که مورد نقادی قرار گرفته شده بودند در سایت های نقد فیلم ها که امتیاز خوبی را هم گرفته بودند در خصوص ایشان ساخته شده است. فقط در مورد زندگی بودا، و بالای این تعداد مستند هایی بود که درباره ی دالای داما ساخته شه بود.

ادامه مطلب...

 

PostHeaderIcon نشست «انواع آخرالزمان و منجیان هالیوودی»

باسمه تعالی

نشست «انواع آخرالزمان و منجیان هالیوودی» از سری جلسات «مهدی و دجال رسانه‎ای» این‎بار در دانشگاه سمنان برگزار شد. در این برنامه که با هماهنگی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری (حفظه الله) در دانشگاه‎ها و به دعوت کانون صبح قریب برپا شده بود، به دسته بندی انواع قالب‎های آخرالزمانی در فیلم‎های هالیوودی اشاره شد.

 

ادامه مطلب...

 

PostHeaderIcon 2012، بزرگترین دروغ رسانه ای

دوستان گرامی سلام

شاید هرگز اقدام به انتشار این مقاله در وبسایت خودم نمی کردم، اما وقتی به مناسبتی کلیدواژه ای را جستجو کردم و یقین کردم نتیجه مشاهدات در تمامی صفحات یافت شده مشابه هم و در واقع یک مقاله آنهم مقاله بنده بود تصمیم گرفتم خود بنده نیز آنرا در سایت شخصی ام درج کنم. البته نه به خاطر این موضوع، بلکه به این خاطر که تمامی این سایتها به جز یکی که مقاله سفارش مجله آنان بود، مابقی به نامهای گوناگونی مقاله بنده را در سایتشان درج کرده بودند و این خواننده را سرگردان می کند که بالاخره اثر از کیست و او دارد زاویه نگاه چه کسی را دنبال می کند. آیا این فرد واقعا کارشناس هست یا نه؟ و مسائلی از این دست.

با توجه به گستردگی انتشار و پراکندگی نامهایی که مقالات به نام آنها درج شده بود، دوستان توجه به امضای حقیرنداشتند. امضای بنده همراه تمام مقالات نقد فیلمی که می نویسم هست. اشتباه برداشت نشود. خودِ شیوه نقدی که بنده دارم امضای بنده است و با دقت در تمام مقالاتی که تا کنون نوشته ام، دوستان عزیزم خواهند یافت که همگی یک قالب کلی دارند. این قالب هم ابتکاری و اختصاصی است.

قالب نقدی که حاصل چندین نشست علمی پیرامون همین مبحث است و چند سالی است در تمامی مقالات نقد اینجانب رعایت می شود، همان قالبی است که در نقد فیلم «نبرد تایتانها»، «آخرین کنترل کننده باد»، «نقد سریال پنجره»، «فیلم 2012» و ... به کار گرفته شده است. این نکته هم عرض شد تا دوستانی که نقدهای مختلفی را در فضای سایبر با اسامی گوناگون اما با قالب و محتوایی مشابه مشاهده می کنند، بدانند اگر قالب نقد، شبیه موارد فوق است، به احتمال زیاد آن نقد نیز از آنِ بنده بوده و اگر دوستان نقدی بر نقد حقیر دارند یا نظری، با خود بنده و از طریق رایانامه اینجانب اقدام کنند نه اینکه در برخی سایتهای زرد شاهد تشویقها و گاه نقدهایی نسبت به نامی مجهول باشیم.

در پایان این پیش مقدمه از دوستانی که این نکته را به بنده تذکر دادند تا خدمت دوستان یادآوری کنم تشکر می کنم.

مقدمه:

اهمیت رسانه و بویژه سینما در جهان آنقدر زیاد است که سردمداران صهیونیسم را از سال‌ها پیش بر آن داشت تا با سرمایه‌گذاری هنگفت، قلب سینمای جهان یعنی هالیوود را تصاحب کنند. هم‌اکنون حدود 90 درصد از هالیوود در اختیار یهودیان است(1)؛ بنابراین تهیه‌کنندگان، نویسندگان و کارگردانان صهیونیسم با تسلطی که بر کل هالیوود دارند، به طور دقیق نظارت دارند تا چیزی بر خلاف میل آن جریان فکری ـ سیاسی تمامیت‌خواه تهیه و تولید نشود.

«مصطفی عقاد» کارگردان فیلم معروف «محمد رسول الله (ص)» از کارگردانان مسلمانی است که توانست سالها محیط هالیوود را تجربه کند. او در این باره می‌گوید: در هالیوود همه چیز کنترل می‌شود، حتی موضوع فیلم‌ها؛ در آنجا همه‌کاره تولیدکنندگان و تأمین‌کنندگان مالی صهیونیسم هستند. آنها حتی هرگز اجازه مطرح کردن موضوعی خلاف نظرشان را به کارگردانان مستقل نمی‌دهند.(2)

به عنوان نمونه‌ای از این صاحبان زر و زور می‌توان به «رابرت مرداک» صاحب شرکت عظیم رسانه‌ای «نیوز گرپورشین» صهیونیسم استرالیایی الاصل اشاره کرد که به تنهایی صاحب یک چهارم رسانه‌های دیداری، شنیداری و نوشتاری جهان است!(3) همین طور «استیون اسپیلبرگ» که سال‌هاست مهمترین فیلم‌های نژادپرستانه را با بهترین شیوه‌های هنری در هالیوود تولید می‌کند (همچون فهرست شیندلر و جنگ ستارگان).

صهیونیست‌ها سینما را ساحل نجات خود و مهمترین وسیله برای حفظ حافظه تاریخی یهودیان و گسترش ارزش‌های مادی می‌دانند (4). از این‌رو همواره تلاش می‌کنند تا به کمک این رسانه مدرن و با تولید آثار پرمخاطب، به شیوه‌ای هنرمندانه اندیشه‌های خود را در ذهن مخاطب القا نمایند.

از مقوله‌های بسیار مهم و حیاتی که همواره صهیونیست‌ها تلاش کرده‌اند تا به بهترین نحو، آن را وارد مقوله سینما کنند، موضوع آخرالزمان است. بر پایه تعالیم اسلامی که در فرهنگ مهدویت متجلی می‌شود، زمانی ـ که هیچ کس از آن آگاهی ندارد ـ مهدی (عج) فرزند امام حسن عسکری (ع) یازدهمین امام شیعیان ـ که در غیبت به سر می‌برد ـ ظهور می‌کند و پس از جنگ‌های طولانی با سردمداران زر و زور و نفاق، سرانجام جهان را در گستره عدل خود درنوردیده و حکومت صالحان را عملی می‌کند.

این باور باعث شده تا فرهنگ پویای مهدویت در اندیشه شیعه، بر جان جهان غرب و در رأس آن صهیونیسم هراسی بیفکند. از این‌رو آنان نیز تلاش می‌کنند تا به هر نحوی در آثار خود این اندیشه را در منظر جهانیان مخدوش و یا کمرنگ نمایند.این بار سینمای هالیوود با خلق اثری جذاب، دیدنی و مهیج به نام «2012» که دربرگیرنده زیباترین تکنیک‌های سینمایی است، تلاش کرده تا به جنگ با فرهنگ مهدویت و اندیشه پویای شیعیان درباره آخرالزمان بیاید.

ادامه مطلب...

 
مطالب بیشتر...
پربازدیدترین ها